بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
370
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
در چهلم سوار شد و بديدن آن بادشاه رفت در صورت قريب به حال صحت اصلى و اطبا بكرامت قائل شدند بعد از ان هرچه خواستى ميل كردى ليكن از مضعفات معده دائما پرحذر بودى و هرگاه اندك ضعف بر معده يافتى بتقليل غذا و كبسى اصلاح آن كردى و چندين سال بر همين نهج گذرانيدى فربه و خوشحال شد و از اكثر امراض محفوظ شد باذن اللّه تعالى هيضه اين حالتى بود كه مواد فاسده غذاى كه قابليت هضم از ايشان رفته بيكبار حركت كنند و انفصال جويند و طبيعت از روى عنيف و برعب و اضطراب و دفع آبها طلبد بطريق اسهال يا قى يا هره و در هيچ حال از غثيان خالى نباشد امّا آنچه صفرا يابندهتر بود به بالا ميل كند و آنچه بلغم داشته باشد بامعا مائل شود و اين مرض از امراض حاده بود و مدت خير و شر اين بسه شبانروز كم رسد و بسيار باشد كه چون اخلاط فاسده غالب بيكبار در حركت آيد بطبيعت قهر كند و فجاوة هلاك سازد و آنجا كه طبيعت بران غالب شود بدن را تنقيهء عظيم از ان حاصل شود كه از هيچ دوا آن حاصل نتواند شدن و ازينجهتست كه شيخ ابو على فرموده كه هيضه را به جهت پاك شدن بدن دوست مىدارم امّا از مرگ مفاجات مىترسم و بسيار هستند كه ايشان را اين علت بسيار افتد و طبيعت ايشان با آن مقاومت نمايد و بدفع آن معتاد گردد و آنچنان كسان را از ان خطر كمتر بود و بدن ايشان بدان پاك شود امّا مردمى را كه اين علت كم بوده باشد تا ايام بزرگى چون واقع شود قوى و با خطر بود بتخصيص مردم قوى اندام سخت گوشت فربه ممتلى البدن را زيرا كه اين مرض را قهرى بود كه از طبيعت بيكبار بر اخلاط فاسده ريخته واقع و آن مواد بمدافع ميلكننده صالح هم بمشايعت و مخالطت فاسد ميل كند و طبيعت حفظ آن جويد و درينجا متحير گردد و بمثال ميدان مبارزت از گرد و غوغا و فزع و رستخيز و خونريزش و غيرها در ميدان بدن حالات ظهور كند و مردم پر ماده ضيق المجارى را از غلبهء حركات اخلاط و بخارات وحشت عظيم رسد و سبب اين فساد مواد ناگوار بدن طعام بود و مستحيل شدن آن بكيفيت ادويه سميه و موجب اين ناگواريدن با فساد جوهر غذا باشد بواسطهء چيزى مضر كه در ان بوده باشد و با روز مستحيل شدن آن از حرارت معده بجوهرى بد چون خربزه و عسل كه باهم خورده شود و آب بر بالاى آن و يا مختلط شدن آن باخلاط بد غلبه در معده عروق و يا مستحيل شدن آن باخلاطى بد كه در معده باشد بواسطهء مناسبت چنانچه در حين غلبهء صفرا در معده خربزهء شيرين و يا شربتى خورده شود يا هر دو علامت اظهر اين مرض همانست كه